رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
 روزي هزار بار دور خودم گيج مي زنم.....

واقعا به جاي اشك بايد خون گريه كرد..........

چرااااااا؟؟؟؟

خداي ناكرده اصلا قصد تخريب يا اهانت به كسي و يا ارگان و مجموعه اي رو ندارم، اصلا هم دلم نمي خواد يه نق نقوي وبلاگي باشم فقط يك دردنامه از دست خودمو بعضيا مي نويسم شايد يه كم بهمون بر خورد و يا علي گفتيم و بلند شديم.

شيعه خصوصا بعد از رحلت جانسوز پيامبر(بخوانيد شهادت واقع بينانه تر است) صدمات بسيار جدي ديد و فراز و نشيب هاي بسياري را از سر گذرانيد و تا به امروز هم دارد جور دفاع نكردن از امام مظلوم خود را پس مي دهد...هزار و اندي سال فراق و غيبت امام معصوم كم دردي نيست حال ما زياد به روي خودمان نمي آوريم بحث ديگري است...شيعه دوازده امامي نان پر طمطراق و دهان پر كن و آرامش بخشي است اما هزار حيف و صد افسوس كه ما به اسم دوازده امامي هستيم و به رسم سه يا چهار امامي.....(البته لازم به ذكر است كه روزي هزاران بار شاكرم كه جز خيل عظيم متمسكين به ولايت علي بن ابطالب و اولاده الكرام هستم)

امام علي را مي شناسيم چون تولدش شروع ايام البيض است و شهادتش در رمضان الكريم و گره در گره ليلاي قدر(كه چه بسا پيش از خلقت به بهاي علي شبهاي رمضان را قدر خواندن ) و جانشين بلافصل پيامبر است و همسر حضرت زهرا، ابو الائمه است و اول مظلومي كه پس از پيامبر حقش غصب شد....

امام حسن را نه...زياد نمي شناسيم شايد به صلح حسني و كرامتش و ماجراي آن مرد شامي كه هر سال تلويزيون كارتونش را با صداي محمد رضا سرشار پخش مي كند....

امام حسين را هم مي شناسيم....بواسطه قيامش و شهادت جانسوز خود و يارانش و اسارت خاندانش و تشنه كامي طفل رضيعش و...

با امام سجاد اخيرا از لا به لاي خطوط صحيفه آشنا شده ايم .....فقط مي دانيم امام باقر شكافنده علوم است ودر كودكي در كربلا حضور داشته....امام صادق را رييس مذهب مي دانيم و شهادتش تعطيل است و اگر معرفت داشته باشيم كمي با روايات اصول كافي مي توان چيز هايي فهميد....ا امام كاظم تنها فرو خوردن خشم مي دانيم و زندان و سياه چال هارون.....

امام رضا را چرا، بواسطه سفر به ايران و عبور از شهرهاي مختلف،وجود امام زادگان كاظمي و حضرت معصومه و وجود حرم مطهرشان در كشور با مقام رضوي بيشتر آشناييم....

از امام جواد فقط ابن رضايي مي دانيم و اينكه در كودكي امام شده اند و در جواني شهيد...اگر امام هادي را درست مي شناختيم كه آن حيوان كثيف به خود اجازه توهين به ساحت مقدسش را نمي داد...امام حسن عسكري هم پدر حضرت صاحبمان هستند و در محله اي نظامي زندگي كرده اند....

امام زمان هم كه....خالي در گونه راست دارند،هنگام ظهور در هيبت مردي چهل ساله هستند،در روز جمعه از كنار كعبه ظهور مي كنند و ادعيه اي در دوران غيبت هست تا بخوانيم و علايمي از آستانه ظهور......

خيلي درد آور است مگر نه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!تمام فكر و ذكرمان شده دعواي سياسي اين جناح با آن يكي و متهم كردن يكديگر و غرق شدن در گراني ها نق زدن به جان نظام و آخرش هيچي به هيچي.....بسم الله الرحمان الرحيم ، الرحمن .....

چه ميشود اگر هر كدام ا ما در ماه يك پست را به يكي از حضرات اختصاص بدهيم؟

سازمان عريض و طويل و صد البته محترم صدا و سيما كه مترصد شهادت يا ميلاد يكي از حضرات است تا لا به لاي ترافيك پيام هاي بازرگاني و فيلم هاي آبكي و يا copy-past غربي و برنامه هاي ميزگرد و مربعي و شش ضلعي و مسابقاتي كه باري جز بار مالي براي سازمان ندارند يك مديحه يا مرثيه پخش كند و يا سخنراني هاي كه دايورد زمان خواب و كار مخاطب است، چه رسالتي دارد اين دانشگاه عمومي؟

مجلات و روز نامه ها هم كه اگر فرصت كردند و از خط و نشان كشيدن براي هم طرفي بستند يا يك حديث و پيام تسليت و يك مقاله (آن هم به شرط جذابيت قلم) سر و ته قضيه را هم مي آورند....

در مدارس هم كه انگار همه خواب هستند...

دانشگاه هم اگر بودجه داشت تشكلي به يادش بود شب يا ظهر بعد از نماز يك روضه اي برگزار مي شود...

البته نبايد از حق گذشت عده اي با جان و دل و به فراخور فرصت كار مي كنند اما آيا كافيست؟؟؟؟؟؟؟؟

ظهور نزديك است آيا آماده ايم؟؟؟

تعجيل در فرج قطب عالم امكان صلوات

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه یکم آبان 1391  |
 اللهم العن اول ظالم ظلام حق محمد و آله
نمی دونم بعد از مدتها که دوباره اومدم تا تار عنکبوت های وبلاگم رو دستی بکشم و یه سلامی عرض کنم چطور باید غمی رو که از اهانت جانکاه تفاله های بنی قریظه و بنی امیه به ساحت قدسی رحمة للعالمین وارد شده رو تسکین بدم....

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علی ذلک......

یکی دو روز ابتدایی که از این حماقت برگ و غیر قابل بخشش می گذشت سیل پیام ها و در خواست های مردمی برای بخش فیلم محمد رسول الله از تلویزیون باعث بخش چندین باره این اثر شد به اینکه تا چه حد توانست حق مطلب را در مورد رسول خدا ادا کند و فارغ از نگاه تلگرافی که به یک سری از حوادث و وقایع مهم داشت به شدت انسان را ناراحت می کرد و در فکر فرو می برد که چرا در ایران اسلامی که داعیه دار و پرچم دار احیای اسلام در منطقه و در سطح کلان در جهان است یک فیلم حتی نود دقیقه ای در مورد کسی که بشریت حیات انسانی و کرامت و عزت و سعادتش را وامدار اوست ندارد...؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته اتفاق خوبی در حال رخ دادن است و آن ساخت دوران کودکی رسول مکرم اسلام است اما آیا به واقع این فیلم نباید سالها پیش مثلا دهه هفتاد ساخته میشد...؟؟؟؟؟؟؟

چرا برای پروژه ای مثل فیلم "لاله" که نه سرش معلوم است و نه تهش و معلوم نیست قرار است چه بلایی سر زن ایرانی در این فیلم بیاورند آن هم با دست پخت اسی نیک نژاد!!!!!! آنوقت برای فیلم ها و برنامه های آیینی و ارزشی نه بودجه ای هست و نه برنامه ای کارمان شده بنشینیم تا به یکی از مقدساتمان توهین کنند آن قت یک بخش ویژه در جشنواره فیلم فجر بگذاریم یا یک جشنواره تخصصی که اصبل معلوم نیست چه بازخورد و تاثیر عملیاتی خواهد داشت .

اصلا چرا ما درباره جنگ  خیبر فیلم و داستان و برنامه مستند و ....نداریم!!! چرا رسانه های دیداری و شنیداری به جای آب بستن به موضوعات و راه انداختن جنگ های رسانه ای زرد بین احزاب در داخل و دامن زدن به حواشی به اصل نمی پردازند؟چرا یک برنامه منسجم و خوب در مرود تاریخ تحلیلی اسلام و انقلاب نداریم؟چرا وقت برای همه چیز داریم جز غور در مسائل دینی و درک آنها؟چرا جوان جامعه من وقت برای دیدن فیلم"24" و مستند های مزخرف شبکه باهیی - صهیونیستی "من  تو " دارد اما برای خواندن یک خط از کتاب "فروغ ابدیت "نه؟!!!!!!!

خسته شدم از این همه چرا.....

مشکل کار از اینجاست که ما اسم مسلمانی را داریم اما کو رسمش؟ اگر دعا می خوانیم ادعا هم داریم، اگر نیایش می کنیم ساعتی بعد نمایش هم داریم، انگار همه چیزمان شده خورد و خوراک و رفتن به بازار و میهمانی و تهیه مایحتاج زندگی که البته به جای خود ضروری است و مفید اما وقتی پای شناخت اصالت دین و مذهب و تطبیق آن با شرایط روز به میان می آید همه می گوییم "ای بابا1 اون پیغمبر خدا بو اون امام علی بود توقع داری تو این گرون بازار و دزد بازار چکار کنیم فعلا کلات بچسب که باد نبره ایشالا صاحبش میاد همه چی درست میشه  " و این جمله آخر داغی است به بزرگی مظلومیت شیعه در این 1400 سال چرا؟ چون من نمی فهمم اگر برنامه خوراک و پوشاک و روابط روتین زندگی را درست نسازم صاحبم نمی آید....

دیگر نمی دانم از چه و چگونه بنویسم...

آجرک الله یا صاحب الزمان

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه سوم مهر 1391  |
 یک کلام حرف حساب
بخشی از وصیت نامه شهید شوشتری

 

 

دیروز از هر چه بودگذشتیم-امروز از هر چه بودیم گذشتیم. آنجاپشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز.

 

          

 

 

 

دیروزدنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود.

 

    

جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو میدهد. آنجا بر درب اتاقمان مینوشتیم یاحسین فرماندهی ازان توست؛ الان مینویسیم بدون هماهنگی واردنشوید.

 

 

         

 

 

 

 

 

 

الهی نصیرمان باش تابصیرگردیم، بصیرمان کن تا ازمسیر برنگردیم. آزادمان کن تا اسیر نگردیم.

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیستم اسفند 1390  |
 مروری کوتاه بر عملکرد رسانه ملی

راديو و تلويزيون يك دستگاهي است كه هم در طرف تبليغات فاسد اهميت زياد دارد و هم در طرف تبليغات صحيح.....اين دستگاه ها، دستگاه هاي تربيتي است.بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاه ها تربيت بشوند؛يك دانشگاه عمومي است.......تلويزيون هم سمع است و هم بصر، تبليغات تلويزيون مي تواند از راه سمع مردم را يا تربيت كند يا منهدم كند.

امام خمینی رحمة الله علیه

بله!!!

امروزه روز رسانه ها در پيشبرد اهداف و مقاصد احزاب و گروه هاي مختلف و در يك برآورد كلان دولت ها و رژيم هاي گوناگون حرف اول و آخر را مي زنند اما در اين بين رسانه هاي ديداري-شنيداري كه همان راديو-تلويزيون و ماهواره ها هستند به لحاظ قابليت هاي بسيار در تهيه و توليد انواع برنامه ها ي اطلاع رسان در قالبهاي مختلف و همچنين دارا بودن طيف وسيعي از مخاطب با سلايق و عقايد متفاوت از اهميت ويژه اي برخوردارند.

با اين حساب نه تنها رسانه ملي ايران اسلامي از اين قاعده مستثني نيست بلكه سعي در رسيدن به استاندارهاي روز جهان و كسب توفيقات روز افزون را نيز دارد، كه البته نكته قابل تامل و توجه و در بسياري موارد تاسف برانگيز به ويژه در چند سال اخير اين است كه برنامه هاي توليد شده و يا در دست توليد سازمان صدا و سيما با آن حجم وسيع و هزينه هاي بسيار، بر اساس چه ارزش ها و الگوهايي برنامه ريزي،طراحي و ساخته مي شوند؟؟؟؟؟

اگر بر اساس روش هاي روز دنيا باشد كه بايد گفت تا ثريا مي رود ديوار كج چرا كه نگاهي گذرا به برنامه هاي گوناگون در حال توليد در جهان اين نتيجه را به دست مي دهد كه  به نوعي در تعارض و تنافر با آداب و رسوم ديني جامعه ما و در برخي موارد در تضاد با سنن ملي ما است،(البته گفتن اين نكته خالي از توجه نيست كه ما مي توانيم با بهره گيري از علوم،روش ها و ابزارآلات فني روز دنيا در كيفيت ساخت برنامه ها موفق عمل كنيم كه اين جداي از بحث محتوا و قالب است.) و اگر بر اساس مفاهيم و آموزه هاي اخلاقي و تربيتي است كه باز هم بايد گفت كميت دوستان رسانه ملي لنگ ميزند براي اينكه ايران و ايراني هويت اصيل خود را مديون و مرهون دين مبين اسلام است(هرچند اين به معناي نفي تمدن ايراني در دوران پيش از اسلام نيست بلكه اشاره اي است به اينكه با اين دين آسماني هويت ايراني اصالت گرفت و ريشه اي دواند كه نتيجه آن شد احاديثي كه از ائمه همام و به طور خاص نبي مكرم اسلام رسيده است) و آموزه هاي اخلاقي-رفتاري،تربيتي-فرهنگي و ....همگي برگرفته از متن و بطن اين دين است كه باز هم با نگاهي اجمالي به برنامه هاي سازمان به ويژه در چند وقت اخير اثري از آن نمي بينيم عمق فاجعه در اين مسئله را مي توان در برنامه هاي گروه كودك و نوجوان شبكه هاي تلويزيوني شاهد بود كه چگونه به نام فرهنگ و تربيت به كام دشمن شهد شيرين بيگانه سازي با فرهنگ ديني را مي ريزند و خواسته و ناخواسته به پياده نظامي براي شبكه هاي ديداري-شنيداري استكبار تبديل شده اند و كار دشمن را در اين جبهه راحت تر كرده اند.براي نمونه برنامه اي مثل خاله شادونه ؛ اين برنامه براي گروه سني خردسال و كودك تهيه شده اما مفاهيمي كه در اين برنامه مطرح مي شود را +نوع اجرا و كلام مجري و موسيقي هاي مورد استفاده كنيم  در پايان چيزي جز سرخوشي كاذب و نهادينه شدن برخي حركات و اطاور نامناسب عايد كودك دلبند ايران اسلامي نمي شود هرچند در لابلاي اين مسائل به بيان موضوعات تربيتي هم پرداخته مي شود كه مي شود نامش را نوشدار پس از مرگ سهراب گذاشت.اصلا انگار تمام خوشي و شادي در دست و جيغ و هورا و موسيقي هايي كه در شان یک کشور اسلامی نیست(اسلام دین تعدیل است نه افراط و تفریط) و حركات موزون و متناسب با آنها خلاصه مي شود.يا برنامه اي مثل مسابقه گوي طلايي،واقعا جز سپري كردن لحظاتي سرشار از شوخي و خنده آن هم بخاطر حرف ها و اداها و حركات مجري چيز ديگري نصيب شركت كننده در مسابقه نمي شود البته اصل برنامه آموزش و سرگرمي است كه مي توان گفت بخش اول اگر به طور كلي رها نشده به مويي بند  است و در بخش دوم هم بقدري افراط شده كه سرگرمي و تفريح جاي خود را به تمسخر و لودگي داده.البته اين دو مشتي بودند نمونه خروار كه از اين دست برنامه در قالب هاي مختلف فيلم و سريال و برنامه هاي تركيبي ديگر بسيار است كه سخن درباره هريك مي  شود مثنوي هفتاد من كاغذ.

از طرفي نبايد از حق گذشت كه برنامه هايي هم هستند كه به خوبي از پس متن و محتوا و طرح برنامه برآمده اند و تاثيراتي قابل قبول و حركتي مثبت ونتيجه بخش در جامعه و حتي حريم شخصي افراد برجاي گذاشته اند؛ من جمله برنامه سمت خدا، يا برنامه راز،قصه ما مثل شد در ژانر كودك و...

در كنار تلويزيون نبايد از راديو هم غافل شد چرا كه اگر بگوييم امروز راديو در ايران به يك گرامافون24ساعته تبديل شده به گزاف نگفته ايم حالا روابط بسيار دوستانه و صميمي(بخوانيد ناروا و ناجايز) اهالي راديو را هم در حين بخش برنامه به آن اضافه كنيد آنوقت تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...البته تمام برنامه هاي صداي رسانه ملي را هم به چوب نقد نه مي توان و نه مي شود راند.

بازگشت به اصالت ديني و بهره مندي از آداب و رسوم ايراني همسو با دين و تطبيق نوآوري هاي روز دنيا با آن اصالت(نه تطبيق و طراز دين با علم روز دنيا) مي تواند كمك شاياني در تهيه و توليد برنامه هاي آموزنده و سرگرم كننده داشته باشد،(موضوعي كه در نامه مقام معظم رهبري به رئيس سازمان صدا و سيما در آغاز 5ساله دوم رياست آقاي ضرغامي به ايشان تذكر داده شد.)چرا كه موجب آشنايي و نهادينه شدن مفاهيم ناب اخلاقي و تربيتي و انساني در گروه هاي مختلف سني شده و زمينه و بستر مناسبي جهت اصلاح فرد و جامعه فراهم مي سازد.

|+| نوشته شده توسط وروجک در سه شنبه چهارم مرداد 1390  |
 دهه بصیرت و دینمداری مبارک
              

                                                 انقلاب ما انفجار نور بودنور بود

 

              

                                   حکومت با کفر با قی می ماند اما با ظلم نه

 

 

بت شکنی خمینی                 روح منی خمینی

 

 

 

این انقلاب باید به تمام جهان صادر شود

 

 

 

 

                         

 

 

وبشرهم بعذاب الیم

|+| نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389  |
 و انا له لحافظون
انالله و انا الیه راجعون
9 سال پیش که بوش کوچک بعد از انفجار برجهای دوقلو آغاز جنگهای صلیبی را اعلام کرد کسی تصور نمی کرد که یک روزی غربیها کاریکاتور موهن از پیامبر خدا ، رسول صلح رحمت را منتشر کنند و بدتر از آن سردمداران غربی به بهانه آزادی بیان هتاک را مورد تفقد قرار داده حمایتش کنند و کشورهای اسلامی فقط به محکوم کردن این عمل موهن اکتفا کنند .
کمی به عقب برگردیم ، وقتی حضرت امام (ره) حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی ملعون را صادر کردند اگر مسلمانان آن حکم را اجرا می کردند(می کردیم) کار به اینجا نمی رسید که یک کشیش (بخوانید صهیونیست) جرات کند کتاب خدا ، کتابی که برای یک میلیارد مسلمان بلکه همه دینداران دنیا مقدس است را به آتش بکشد و آن ملعون دیگر به کلام خدا اهانت کند آنهم جلوی چشم پلیس آمریکا و بعد هم پلیس او را اسکورت می کند تا مبادا کسی بهش تعرض کند .
اوباما نگران نیروهایش در عراق و افغانستان است گرچه این ظاهر قضیه هست و اینها نگران منافع شان و در اصل منافع نامشروع سردمداران صهیونیست هستند .
از اوباما انتظاری نیست  او دشمن اسلام و مسلمین است ولی از سران کشورهای اسلامی انتظار می رود اینبار فقط به محکوم کردن خشک و خالی اکتفا نکنند و حداقل برای تنبیه هم که شده رابطه شان را با آمریکا قطع کنند یعنی می کنند ؟
پادشاهانی که مشروعیتشان را از آمریکا می گیرند نمی توانند در برابر ارباب خود قدعلم کنند . از نوکران آمریکا هم انتظاری نیست پس باید کاری کرد . خودمان باید دست بکار شویم ، ملتهای مسلمان ، جوانان غیور و غیرتمند باید همه توان خود را به میدان بیاورند ، هرکس هرچه دارد و می تواند در مقابله با هتاکان و حامیان آنها موثر باشد . راهپیمایی ، تحصن ، جنگ رسانه ای و...
وبلاگ نویسان مسلمان هم می توانند خروش وبلاگی راه بیاندازند و بر هتاکان بتازند . غربی ها باید بدانند که اگر آنها به دین ما تعرض کنند ما دنیای آنها را به آتش خواهیم کشید .
سکوت دیگر جایز نیست ، باید بپا خواسته از مقدساتمان دفاع کنیم .
فردا (دوشنبه 22 شهریور ساعت 16) وبلاگ نویسان ارزشی هم به همراه دانشجویان تهرانی در برابر سفارت سوئیس (خیابان الهیه ، خیابان آقا بزرگی ، کوچه یاسمن) گردهم می آیند و فریاد واقرآنا سر می دهند و هتک حرمت کتاب مقدس تمامی دینداران دنیا را محکوم می کنند تا شروعی باشد بر خروش دریای ملل مسلمان برای دفاع از خدا ، کلام الله مجید و دین و دینداری .
ویادمان باشد که غربیها مدتهاست که موج اسلام هراسی را را در دنیا براه انداخته اند و ما غافلیم گرچه سرمنشا همه این اقدامات و برنامه ها صهیونیسم جهانی است و روزی هم فرا خواهد رسید که مقدسات مسیحیان را هتک حرمت کنند تا به آرزوی دست نیافتنی شان جامه عمل بپوشانند . زهی خیال باطل
ما بر این باوریم که دولتهای غربی صحنه گردان این اهانتها و هتک حرمتها هستند وگرنه صدر اعظم آلمان به کاریکاتوریست ملعون دانمارکی جایزه نمی داد و سران اروپا در برابر این جنایت سک,ت اختیار نمی کردند .
سخن آخر:  از این درد و غم باید به که پناه برد ؟ شکایت این مصیب را پیش چه کسی ببریم ؟ آقایمان ، مولایمان تسلیت و شرمنده که ما هستیم و این جسارتها ادامه دارد ...
دوستان اعضای پایگاه هرکدام و یا گروهی جنبش وبلاگی در این رابطه راه اندازی کنند پایگاه هم حمایت کرده و صفحه ای را به جنبش اختصاص خواهد داد و مقالات جمع آوری شده را لینک خواهیم کرد .
ضمنا لوگوی حمایتی هم برای محکومیت قرآن سوزی تهیه شده که دوستان اگر کدها را در قالب شان قرار دهند در بالای وبلاگ نمایش داده شده و در مناستهای مختلف تغییر خواهد کرد - یکبار کدها را قرار دهید کافی هست- . کدها در صفحه زیر موجود است

این بیانیه وبلاگ نویسان ارزشیه

الان وقت قیامه وقت به پا کردن شور حسینیه و هحیا حرمت معجزه خاتم

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389  |
 دلیل اهانت به آیت الله صانعی، پیروی ایشان از خط امام است
حجت الاسلام و المسلمین هاشمیان نماینده مردم رفسنجان در مجلس شورای اسلامی؛

دلیل اهانت به آیت الله صانعی، پیروی ایشان از خط امام است.
در زمان طاغوت کسی جرأت نمی کرد اینقدر به مرجعیت توهین کند

کسانی که دست به این اقدامات زشت می‌زنند دشمنان نظام و به دنبال لطمه زدن به چهره جمهوری اسلامی هستند چرا که حفظ حرمت مراجع و علما برای بقاء نظام لازم است ولذا باید از تکرار مجدد این حوادث تلخ که شدیدا برای انقلاب و نظام مضر است جلوگیری شود.

....................................................................................................................

پ.ن

دز طنز در فشانی بالا به قدری بود که دلم میخواست مثل چیزستان پارسال بنویسم اما هرکاری کردم نتونستم خودمو راضی کنم به اسراف سرمایه خدادای در سطحی چنین نازل بپردازم.

نظرتون درباره این غررالحکم چیه؟؟؟

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیست و نهم خرداد 1389  |
 ابالفضل علمدار،عباس ما نگهدار
دیشب تو هیئت وقتی حاج مهدی سلحشور داشت درباره امام حسین و حضرت ابوفاضل حرف می زد،یهو اون مداحی دلنشین تا مشکتو تو آب زدی رو خوند

حال و هواش خیلی قشنگ بود اما یکباره ذهنم رفت طرف آقا و صاحبمون(روحی و ارواح العالمین له الفداء)با خودو گفتم یعنی الان کی ابلفضل مهدی زهراست؟؟؟

       

 

 

آره الان سردار و امیر سپاه مهدی زهرا سید علی خامنه ای است.نگاه کن حتی مثل عباس جانباز هم شده.

                                                                             

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389  |
 سیدحسن مصطفوی در دو نگاه
پست زیر از www.1482.parsiblog.comاست:

اگر روي آن ميز نمي نشستي مجبور نبودي حالا عرق از پيشاني ات بگيري!

 

                سيدحسن

 

 

 

چند رز  بعد....

 

                  سيدحسن

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389  |
 رجب و کوله پشتی گناه

   یه جایی تو قرآن هست که حضرت موسی(ع) به خدا میگه:

        « هر خیری به سویم بفرستی به آن محتاجم»

 

پس بیایید تو این ماه عزیز،فقر و احتیاجمون رو بیشتر به رخ نفس بکشیم  بگیم:الهی و ربی من لی غیرک

 

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

 

روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

                                                                                                    

 

 

 

 

لیلة الرغائب ( شب آرزوها )

از جمله شبهای بزرگ و با عظمت ماه رجب شب جمعه اول این ماه است.معروف به لیلة الرغائب، اعمال مخصوصی در این شب ذکر شده که به واسطه آن اعمال برکات و پاداش فراوان بر انسان سرازیر می‏شود.

رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389  |
 من و مادری که ندیدمش
میخواستم ازبیت الاحزانی که تو انجمن اسلامی دانشگاه برپا شده بنویسم.

میخواستم ازنمایشگاه کتاب و وضع اسفناکش بنویسم.

امایهو دل خواست درباره مامانم بنویسم،این دلتنگی رو گذاشتم پای تاثیرمهر مادریش که شاید هوای منو کرده.

خدای من،

نوشتن درباره مادر خیلی سخته به ویژه اگه تا حالا اونو ندیده باشی و فقط اسمش رو شنیدی و وصف خوبی هاش رو شنیدی فکرکن تو حتی عکسش رو هم ندیدی!

خیلی سخته،خیلی، تازه کار وقتی سخت تر میشه که خیلی لوس و مامانی باشی و هیچ کس نتونه بفهمه

چی میکشی.

دلم بهانه می کندتو را

شبی بیا به خواب من

مگر چه کرده این دلم

نمیکنی  نگاه  من

دلم بهانه میکند

تمام خنده تو را

دمی بشین کنار من

که من فتاده از خودم

نه!تو خسته ای کمی کار گونه ات

شبیه یاس رازقی

به رنگ آسمان شده 

و دست مهربان تو 

کنار درز پهلویت نشسته تا...

باشد!

نیا عزیزجان من

فقط برای شادی دل پدر

کمی به خود تکان بده

برای اینکه او تمام جان خانه اش

فقط سلام گرم توست.

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389  |
 بدحجابی حجاب
به این عکس ها نگاه کنید:

Photo Sharing and Video Hosting at Photobucket

 

 

 

 

                                                   

 

 

                                                     Photo Sharing and Video Hosting at Photobucket

 

 

 

 

 

                      

       

جنایتی از این بزرگتر نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد،

 و جلوه‌گری زیور‌آلات سرگرم کنند و از او به عنوان یک ابزار

و وسیله استفاده کنند؟

امروز سرو سینه را از زیورآلات پر کردن و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن برای زن انقلابی مسلمان ایران ننگ است آن زنی که در پی این گونه چیزهاست از ارزش پایین برخوردار است طلا برای زن ارزش آفرین نیست بی‌اعتنایی به طلا ارزش آفرین است. مد برای زن ارزش آفرین نیست بی‌اعتنایی نسبت به مدهای دام‌گونه ساخته و پرداخته دشمنان برای زن ارزش است.

 

                                                                                                                                

              اما آیا صحیح است با  حجابی اسلامی صورت را بسان بوم نقاشی رنگ آمیزی نمود؟ 

                 

 

 

 

 

                                                                               

 

 

آیا به نظر شما ترویج بدحجابی یکی از بسترهای حساس و حیاتی جنگ نرم در جامعه ای دینی نیست؟

                                                               

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389  |
 یه جرعه حقیقت
امروز داشتم با یه بزرگوار در باره خدا حرف می زدم حرفای جالبی میزد اما به زعم من تکراری.وقتی ازش جدا شدم اومدم سایت دانشگاه موتور گوگول جون رو باز کردم و تو سرچ تصاویر نوشتم خدا و ماحصل شد تصاویری که می بینید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                

 

 

 

 

 

                                                              

 

           

 

یه سوال واقعا تصور ما از خدا همین عکس هاست؟

واقعا خواست ما از خدا چیه؟حیات؟نشاط؟ماشین؟همسر؟فرزند؟پول؟یا خدا...

|+| نوشته شده توسط وروجک در سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389  |
 نعم العون علی طاعه الله
 

 

          

...از آسمان نگاهت ستاره مي خواهم

اگر اجازه دهي با اشاره مي خواهم-

به ياد آن دل از شهر خسته بنويسم

كنار شعر دو ركعت نشسته بنويسم

شكسته آمده ام تا شكسته بنويسم

و پيش چشم تو با دست بسته بنويسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادري كن و اينبار هم اجازه بده

به افتخار بگوييم از تبار توايم

هنوز هم كه هنوز است بي قرار توايم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توايم

كنار حضرت معصومه در كنار توايم

فضاي سينه پر از عشق بي كرانهء توست

(كرم نما و فرود آ كه خانه خانهء توست)

بخشی ازیک مربع ترکیب از

 سید حمیدرضا برقعی

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه چهارم اردیبهشت 1389  |
 الهی و ربی من لی غیرک
خدای من، آیا اقرارم به گناه در پیشگاه مقدست سودی برایم خواهد داشت؟ و آیا اعترافم به زشتی هایی که در برابرت مرتکب شدم، نجاتم خواهد داد؟

پس اگر برای ما فراغتی مقدر کرده ای، آن را بسلامتی [از آفات] قرار ده که در آن حال، گناهی ما را در نیابد و خستگی و ملالی به ما نرسد تا این که نویسندگان اعمال بد یا نامه سفید، از یاد بدی های ما برگردند و کاتبان کردارهای نیک، به آنچه از حسنات ما نوشته اند، شادمان گردند

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیست و هشتم فروردین 1389  |
 یاران چه ...
خب این هم از بزرگداشت شهید آوینی و برنامه هایی که برای این هفته در نظر گرفته شده بود و حرف ها و خاطراتی که مطرح شد.

خسته نباشید!!!

اما یه سوال:شهید آوینی کی بود؟

اصلا شهید یعنی چی؟یعنی کی؟

چرا سالی یه بار یا هرازگاهی بعد هرگز یه بزرگداشتی برگزار می کنن و تموم اوج و عرووج و آرمان شهید رو به صورت ام پی ۳ سعی دارن به خورد جوون جنگ و امام ندیده بدن تا بلکه پای آرمان وایسته و بدونه چیه.

چرا دوست ندارن بفهمن ما بزرگ شدیم ما می فهمیم ما آرمانها رو درک کردیم ما انقلاب رو با تمام وجود احساس کردیم ما ولایت رو با خون خودمون شناختیم و پاش وایستادیم دوستان عزیز تکرار مکررات حشو است.

اگر قبلا امید امام خمینی به دبستانی ها بود الان امید امام خامنه ای به ما جوانهاست همان دبستانی های قدیم که خیلی بیشتر و بهتر از بسیاری از خواص شرایط را درک کردیم و پشتیبان انقلاب بودیم.

شما را به خدا کلیشه را رها کنید.

شما را به خدا بیایید و طرحی نو در اندازید تا نسل بعد از ما سختی ما را نکشد که با یک نگاه  تیره و سیاه به همه چیز و با ترس و تردید پا به میدان بگذارد و ...

شما را به خدا ...

شما که اینقدر دم از شهید و جنگ و آرمان می زنید چرا شهدای زنده را رها کردید؟؟؟تو تعطیلات نوروز داشتم یه برنامه رادیویی گوش می کردم رفت رو پیغامها  یه دفعه یه پیغام از جانبازی اراکی پخش کرد که گفت ازتون گله دارم تو این تعطیلات نوروزی که همه در پی تفریح خودشون هستند و شما هم در پی برنامه سازی مفرح و آموزنده!!!چرا لااقل یادی از ما نمی کنید؟بعد از پخش پیام  مجری گفت البته یاد  شما همیسه در دل ما زنده است!!!!!

دیروز با دوستی صحبت می کردم گفت: درم در جنگ مجروح شده اما الان می گویند قبلا بیمار بوده نگذارید ای جنگ.

میگفت: عموم مفقودالاثر شده کلی دردسر کشیدیم کلی امضا از مادر شهدای همرزم عمو جمع کردیم کلی عکس بردیم بنیاد شهید امام دست آخر گفتند این آقا با این مشخصات اصلا جنگ نرفته.هه

ناز شستتون.

این از بنیاد .

حرف از رسانه و برنامه هاش که مثنوی۷۰من کاغذ میشه.

یاران چه غریبانه رفتند وماندند در این خانه.

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389  |
 یه سوزن به خودم یه جوالدوز به شما
"هیاهو به راه انداخته و همه رسانه های گروهی، ایران را مورد حمله قرار داده اند. البته آنها خوب می دانند که انقلاب ایران اگر به همه جا برسد فاتحه آنها خوانده می شود و دست آنها کوتاه می گردد...ما امروز درورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می بینیم و جنبشی که در حال گسترش است امید بخش آتیه روشن است...جلوه اسلام تا خاک های کرملین هم کشیده شده است، تا خاک های سفید هم کشیده شده است، در آمریکای لاتین هم رفته است، آفریقا هم رفته است...و اسلام صادر شد در سرتاسر دنیا..."

نگاهی کوتاه به این جملات امام خمینی(ره) و سخنانی اینچنینی از ایشان بیانگر هراس دشمن از رشد روزافزون اسلام در سراسر دنیا و تلاش در جهت تضعیف و نابودی سلسله جنبان این حرکت یعنی ایران اسلامی است.لذا حرکت خود را با تمام توان و تجهیزات به طرف هدف خویش با سرعت هر چه تمام تر آغاز کرده و این حرکت پرشتاب همان چیزی است که رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان "جنگ نرم" یاد کردند.

جنگی که آسیب ها و تلفات آن به مراتب بیش از جنگ سخت یا همان حمله نظامی است، چرا که دایره حملات دشمن گسترده تر و سنگرش تا بیخ و بن خانه رقیب کشیده می شود.اما چطور می توان با این پدیده مقابله نمود؟

از قدیم گفتن"با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شه" چندین ماه از بیانات نائب معصوم علیه السلام در این باره می گذرد و یادآوری های مکرر ایشان حاکی از شدت اهمیت و خطر آن برای اسلام و ایران است و ما، چه افسران جنگ نرو و چه فرماندهانمان و چه سایر نیروها که دیگر اقشار جامعه هستند تنها به شنیدن اکتفا کردیم و گه گاه در حمایت از این کلام سخن ها راندیم اما "دو صد گفته چون نیم کردار نیست" . شاید امسال که سال همت مضاعف و کار مضاعف نامیده شده فرصت مناسبی برای شروع به کار و یا بهتر نمودن عملکرد در بستر مقابله با جنگ نرم باشد تا شاید بتوانیم کمی به تکلیف و واجبمان(اطاعت از حرف ولی) عمل کنیم.

مگر این نبرد جز جنگ عقل بشر با وحی است؟مگر جز کمر همت بستن برای ذلیل نمودن و نابودی اسلام  این ایدئولوژِی جاوید است؟پس چرا تعلل؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیست و یکم فروردین 1389  |
 شهدا شرمنده ایم
                        

 

 

 

       

 

 

 

                             

 

 

               التماس دعا سیدجان !

 

 

شاید دختر خانمها ناراحت بشن از اینکه چرا فقط عکس هایی از این جنس در پست ها استفاده می کنم و چیزی از آقایون و مسائل دیگه نمی نویسم.واقعیتش اینه که به قول امام خمینی رهبر کبیر انقلاب مرد از دامن زن به معراج می ره تمام مشکلات و سختی هایی هم که تا اینجا برای انقلاب کشیده شده بی ارتباط با این مسئله نیست چرا که  حفظ ناموسه که نمی ذاره آدم هویت و استقلالش رو از دست بده نمی ذااره بی تفاوت از کنار هر چی رد بشه و الا اگه بنا به این منش فعلی بود که چرا رژیم قبلی سرنگون شد؟؟؟

حقیقت اینه که ما ها فقط سخنران هم نه بلکه حراف های خوبی هستیم چرا که به خودمون زحمت نمیدیم یک لحظه به عقب برگردیم و ببینیم واسه چی چند هزارتا جوون مشتی که اگه ۱۰تای ما ر جمع کنی یکی ا اونا نمیشیم جون و جوونی و عشقشون رو ول کردن و رفتن به قربانگاه؟

ما

 

 

چرا بین نسل حالا و نسل دوم انقلاب اینقدر فاصله افتاده؟

چراارزش هادیگه اون رنگ و بوی سابق رو ندارن؟

چرا تمام زندگی ما خلاصه شه توجدیدترینمدل لباس و مو و پارتی ها؟

چرا نمیخواهیم قبول کنیم مدل تربیتی غرب فقط برای مضمحل کردن ماست؟

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه پانزدهم اسفند 1388  |
 چند واژه ناآشنا
زن

عفاف

حیا

حجاب

واژه های نا مانوسی که در جامعه امروز ایران اسلامی است جامعه ای که فرهنگ دینی آن سیده زنان عالم را مدل تربیتی معرفی می کند.

                 

 

 

 

                        

 

 

                                           

به راستی چرا اینگونه است؟؟؟؟؟؟؟

مشکل کجاست؟؟؟خودمان؟خانواده؟تربیت دینی؟قانون؟جامعه ......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

             

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه دهم اسفند 1388  |
 عیب اخلاق مسلمانی
خواجه نصیر الدین" دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است:  در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی, قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .

روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388  |
 دلم برایت تنگ شده

شتاب ثانیه ها را

عبور ساعت ها

نفس نفس زدن دل

شراره های قسم

نگاه خشک و پر از ابر آسمان به زمین

و آرزوی حیات با دمی مسیحایی

تمام این شب خسته

تمام آینه را

به پای داشتنت می گذارم ای دلبر

فقط بیا و نظر کن

فقط بیا و نظر کن

چگونه شب زده ام

چگونه در تپش خواب کهنه می میرم

و در کمرکش روزمرگی هایم

به یک دفه سر یک پرتگاه بلند

سقوط می کنم باز می شکند این س پر از مستی

ولی دوباره همان آش است و همان کاسه

ومن ...

ومن که شدم مبتلا به این تکرار

همیشه منتظرم تا در این زمستان فصل                     

و در غریبی آفتاب مهربان خدا

به جوش و خروش بیاید غیرت مشرق

و مهر را بستاند از شب غیبت

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه سوم بهمن 1388  |
 من و او
    ضمیر مفرد من

               این ضمیر کم ارزش

                                     همیشه فاصله انداز بین ما و خداست

                                    همان رجیم صغیری که اکبر کبری است

اگر که قصد کند سیب سرخ حوا را

ولی میان ضمایر عجب ضمیری است

ضمیر مفرد غائب

                                   چرا که او شاه کلید درد و دار و در است.

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388  |
 در بست انقلاب!!!
صبح ساعت 9 به طرف خونه راه افتادم. تو تاکسی نشسته بودم و داشتم به اتفاقات چند روز پیش قم و مرگ حسینعلی منتظری، بی حرمتی های زنان شرکت کننده در تشییع جنازه در حرم بی بی معصومه و هتک حرمت به ساحت آقا"سید علی خامنه ای" در مقابل تمثال ایشان در خیابان حجتیه و ... فکرمی کردم که یک لحظه صدای بلند راننده من رو از فکر در آورد: آره داداش!(خطاب به پسر جوانی که در ماشین بود) پول مردم خوردن نداره. مثلا همین کروبی 70-80 سال از خدا عمر گرفته و 50سالش رو در راه انقلاب و امام و شهدا داد اما آخرش چی شد؟ هیچی! زمون خود امام رییس بنیاد شهید بوداما خون مردم رو تو شیشه کرده بود، یا تو دوره نمایندگی و ریاستش به مجلس چی کار کرد حسابی پنبه انقلاب و ....زد، بگذریم از پولی که از شهرام زائری بود کی بود گرفت و حالا چی شد؟؟؟ نه تنها این دنیا آبروش رفت و دین و ایمونش لرزید خدا عالمه که اون دنیا چه بلایی قرار دومن گیرش بشه. یا همین حاج آقایی که تازه مرده مگه اولش نبود ملازم امام و بنا بود بشه آقامون اما چی شد هیچی یه ابوموسی بازی ساده، کاری کرد که آخر عاقبتش تو این دنیا بشه اینکه بعد مردنش 100تا ناروا و بد و بیراه نصیب خودش و اهل بیتش شد: مرده آن است که نامش به نکویی نبرند حالا این هم مرده هم اسم و رسم خوبی نداره. هاشمی از همه بدتر خداییش این قدر زندون رفت و خون دل خورد و زحمت کشید ولی الان این شده وضعش هیچکی محلش نمیده حتی دیگه یه نماز جمعه هم نمی تونه بخونه، اون از دخترش با اون وضع و احوالش این هم از پسرش که معلوم نیست کدوم ... پسره که حسابی جوشی شده بود گفت: نه حاج آقا اینطورا هم که شما میگی نیست. این خونه از پای بس ویران است.مثلا تو این سی سالی که انقلاب کردن و خواستن عدالت رو پیاده کنن چه گلی به سر مملکت و مردم بیچاره زدن؟مردم و رو از چاله در آوردن انداختن تو چاه، اینا که هنوز بلد نیستن حقوق بشر رو تو خونه خودشون رعایت کنن چطور حرص نقض حقوق بشر تو کشورای دیگه رو می خورن که ربطی به ما ندارن؟ اصلا شما بیا یه سر برو جلو سفارت کانادا و سوئیس ببین روزی چه قدر از مردم و جوونای مملکت دارن فرار می کنن. تو این سی سال به کجا رسیدیم؟نتیجه این قدر خون که ریخته شد چی؟ راننده با خنده گفت: بنده خدا اینایی که میگی همه حرف غرب و اروپاست.اصلا حقوق بشری که میگی از کجا اومده؟ اگه منظورت حقوق بشر اسلامیه که ما تو کشورمون زیاد نه اما به قدر کفایتش رو داریم، خدا رو شکر از نتیجه این انقلاب و 30سال حاکمیتش راضی هستیم، من زمون شاه رو هم تجربه کردم، شاه وقتی داشت می رفت با گریه می رفت و می گفت مگه من چه کردم با شما طوری بود که خود من هم به گریه افتادم اما حالا بعد اینکه انقلاب شد و تو حال و هوای جدید زندگی کردم دیدم شاه ... چه بر سر ما می آورده و بی خبر بودیم. راست میگی نتیجه این قدر خون کجا رفت و چی شد؟چرا باید زن مردی که قرار بود رییس مملکت ما باشه بره با یه زنی که بند کرده تنش حرف بزنه و اعاده حق خودش رو از آنها طلب کنه؟اونوقت اسیر ما تو عراق با گزارشگر زن هندی که سر لخت بود مصاحبه نمی کنه مگر اینکه حجاب بگیره. پسره گفت حاجی این حرفا نیست رهبر ترکیه هم مسلمونه زنش هم با حجابه... رسیدم به مقصد مجبور بودم دیگه پیاده شم اما خیلی دوست داشتم بمونم ببینم راننده تاکسی چی جوابش رو می ده. دمش گرم اونقدر خوب و مسلط حرف می زد که یواش یواش کارم داشت به لنگ انداختن می کشید. ناخواسته دوباره شروع کردم به فکر کردن که چرا این پسر اینقدر بدون منطق داشت حرف میزد به هر دری میزد تا حرف راننده رو قبول نکنه. دلم کلی براش سوخت آخه شبیه جوجه مصلحای دانشگاه ما بود هیچی بارش نبود فقط یه مشت حرف رو از بر کرده بود داشت بلغور میکرد. نمی فهمید همین که هر روز به یه بهانه ای میان تو خیابون ها و هر غلطی میخوان می کنن، هر چی میخوان می گن، هر آبرویی میخوان میریزن، دست آخر هم بدون هیچ دردسری میرن خونه هاشون و تازه تقصیر سکندری که تو خیابون خوردن رو می اندازن گردن انقلاب و آقا وحکومت همه این ها یعنی آزادی، یعنی سوپر رعایت حقوق بشر هم اسلامی هم غیر اسلامی، و هزاران یعنی دیگه که نمی فهمن و نمی خوان که بفهمن. دلم برای آقا میسوزه خیلی تنهاست. واقعا عمار یاسر آقا کیه؟؟؟ واقعا علی زمان چه گناهی کرده که گناه همه مشکلات و کم کاری ها رو گردنش می اندازن و مثل خوارج تکفیر می کنندش؟؟؟ اما آقای ما، مولای ما، شما در آن نماز جمعه با مولایت صاحب الزمان(روحی لتراب مقدمه الفداء) درد دل کردی و تجدید میثاق و حالا ما با تو هر لحظه تجدید میثاق می کنیم که: وااااااااای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد
|+| نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه سوم دی 1388  |
 لبیک یا حسین
 مطلب از یک دوست است:

شبی ساکت و دلگیر خودم بودم و قلبی که زغم بسته به زنجیر و نزدیک اذان بود که پیچید به آفاق همه نغمه تکبیر نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش و مشغول دعا باش که باز است به درگاه الهی در رحمت و آن لحظه بود لحظه شیرین اجابت شدم غرق عبادت دو چشمم همه ام اشک شد و روی لبانم همه سوگند که یارب تو رهایم کن از این بند و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که دل از سوز فراغش شده بی تاب همان جا که زده دست به دامان زمین خوشه مهتاب همان وادی سوز و عطش و درد همان وادی شرمندگی آب همان وادی پاک حرم حضرت ارباب و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که زمینش همه نور است پر از شور و شعور است حماسه است غرور است شرمنده تر از وادی طور است و فرش حرمش از پر حور است و بر مهدی زهرا همه شب راه عبور است و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که حرم خانه دلهاست و عشقش همه در آب و گل ماست زیارتگه زهراست عبادتگه موسی است دخیل حرمش حضرت عیسی است و زیباست خدا محو تماشاست که یک سو حرم شاه و یک سو حرم حضرت سقاست و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

مکانی که قدم رنجه نمودست گل یاس طوافش کند از عشق و احساس به لبهاش بود ذکر ابالفضل و دریای دو چشمش همه الماس همان کعبه کوچک کف العباس و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

مکانی که در آن عشق زند موج همان جا که زند پر به هوایش دل من هر دم و هر شب همان جا که به هر جای زمینش هست نشان از قدم محترم حضرت زینب همان خاک که هم بدر و احد خندق و احزاب و حنین است که دل از عالم هستی برباید خیابان بهشتی که معروف به بین الحرمین است
و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم
                                   

|+| نوشته شده توسط وروجک در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388  |
 بدون شرح!!!

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388  |
 کار هر بز نیست خرمن کوفتن
 

وقتی نخبگان برای انتخاب برترین های جهان اجماع می کنند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 باراک اوباما برنده جایزه صلحنوبل:

مراسم نوبل در حالی برگزار شده است که اوباما اعلام کرد سی هزار سرباز دیگر به نیروهای آمریکایی در افغانستان اضافه می کند.

 

مهدی کروبی فعال حقوق بشر:

بهائیان نیز، همچون سایر شهروندان باید از حقوق شهروندی برابر برخوردار باشند .

من یار امام هستم و فردی انقلابی!!!!

 

زهرا رهنورد سومین زن روشنفکر جهان و روشنفکر ترین زن ایران:

يك سري نقاطي هستند كه اصلاً مشخص است كه خودش ملاك تشخيص نادرست بودن نتايجي است كه وزارت كشور اعلام كرده است، مثلاً آذربايجان و ترك زبان‌ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند كه به كس ديگري رأي بدهند... خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين، اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي‌نژاد رأي بدهند. اين دو تا ملاك است و باقي موارد هم شبيه همين است.

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388  |
 هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

فدیتک نفسی یا روح الله

یه حرف کوچیک هم به سید حسن:

دوست داری در برابر این همه توهین سکوت نکنی؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلی دل گنده ای میخواد به جد و آبا آدم فحش بدن هیچی نگه!!!اون هم جدی مثل روح الله

                                       زشتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

                                       باور  کنید  پاسخ   آیینه  سنگ     نیست

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیست و یکم آذر 1388  |
 لبیک یا مولای

من عاشـق آن رهبــر نورا نــی خـویشم              آن دلبــر وارستــۀ عـرفـانـی خــویشم

عمـری است غمیـنم ز پریشانـی آن یار             هـر چنـد که محزون ز پریشانی خویشم

در دام بـلایت شـده ام سخـت گرفتـار                     امـواج بـلای دل طوفــانــی خـویشم

چون نقـش نگـارین تو بر دیـده در افتــد                 گمگشتــۀ این دیـدۀ بـارانــی خـویشم

زان لحظه که مجنون شدم از زلف سیاهت           در کوهم و در دشـت و بیـابـانی خـویشم

از شـوق وصال تو چه ویرانـه شد این دل              چندی است که شاد ازدل ویـرانی خویشم

یک لحظه پشیمان نشدم از غم آن دوست         عمری است که مشغول نگهبـانی خـویشم

دل کنـده ام از عـالـم دنیــایـی و لیکـن                  دلـبستــۀ آن یـار خـراسـانــی خـویشم

تـوفیـق زیـارت بـه جمـالـش نـدهنــدم                این غــم به که گویم غم پنهانـی خـویشم

زان روز که در بنـد نگـاه تـو اسیـرم                       افسـردۀ دیـدارم و زنـدانــی خـویشم

سرباز و نگهبـانـم و هم حامـی جـان از                 جـمهـوری اسـلامـی ایـرانــی خـویشـم

من گـرچـه در ایـن دایـره شاعـر نیم امـا                 تضمیـن گـر شعریش به نـادانـی خویشم

             حمید رضا فاطمی

|+| نوشته شده توسط وروجک در سه شنبه دهم آذر 1388  |
 السلام علیک یا سر الله
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در چهارشنبه چهارم آذر 1388  |
 خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
امام زمان:

« و هر ۲۴ ساعت ندای هل من ناصر ینصرنی را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کند»

 

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه

اللهم فرجه فرجنا کما قال.فعجل فرجنا.

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در جمعه بیست و دوم آبان 1388  |
 چاقو دسته خودش رو بريد
ننگ ما ننگ ما           رهبر الدنگ ما

خيلي شعار فشنگي بود.نميدوني با چه شور و حرارتي با چه بغض و هيجاني اين شعار از تك تك سلول هاشون مثل تف سر بالا بيرون مي اومد.سر تا پاي رهبرشون رو به سبز(لجن) كشيدن!!! ديروز جلو سر در دانشگاه تهران ابراي باردار و متراكم ازدحام كرده بودن تا ببارن.ابراي سبز داشتن شرشر مي باريدن و دادخواهي!!!مي كردن.دلم خيلي براشون سوخت.حيوونكيا!

آخي خيلي مظلومانه و احمقانه مثل سرخپوستاي آمريكايي دور هم جمع شده بودن و مي ناليدن.آخه چرا نبايد يه جو معرفت و عدالت باشه تا اين بچه ها حرفاشون رو بزنن.چرا نبايد بشه آزادانه شر و ور گفت و هر غلطي كرد.ها!

بالاخره ديروز بغض فروخفته  كه سالهاي سال در گلو سنگيني مي كرد شكست و محوريت همه رفتارهاشون رو از پس گردن خاروندن تا ناموس كشي رو آب داد.فقط نقطه جالب اينه كه ما هم استثنائا اين بار باهاشون هم صداييم كه:

ننگ شما ننگ شما                        رهبر الدنگ شما

|+| نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  |
 انقلاب سوم در راه است
تاریخ تمام انقلابها در دنیا نشون می ده که همه آنها بر اساس یک آرمان و هدف شکل گرفته اند و با نهادی شدن آن هدف در مردم و وحدت و مطالبه عموم در جهت کسب خواسته و پیروزی تلاش کردند.انقلاب اسلامی ما نیز از این قاعده مستثنی نیست اما فقط در این ذاتی خود با همتایان جهانی اش اشتراک دارد و در عرضیات متفاوت است چراکه سایر انقلابها با مشخص کردن یک آرمان و دست یابی به آن به عنوان هدفی غایی دست به انقلاب زده اند و پس از اندکی تمام آنچه را به خاطرش تلاش کرده اند را فراموش می کنند و به راحتی همان ارزش را زیر پا میگذارند.ولی جنس انقلاب اسلامی ایران از این نوع نیست برای اینکه پیروزی در انقلاب خود هدفیکوتاه مدت محسوب می شد و مقدمه ای برای اهدافی بلند مدت و تحقق کامل آرمانها.پیشگیری این رویه و رویدادهای پس از انقلاب به وضوح نشان  دهنده این امر است که مردم و در راس آن رهبری انقلاب تنها به پیروزی و موفقیت در یک مقطع و حاکم نمودن اصول و ارزشهایی جدید تکیه نداشتند بلکه درونی کردن این ارزشها و آرمانها و ناتقال صحیح و روز آمد آنها به نسلهای بعد و همچنین صدور آن به سایر ملت ها همسو کردن جوامع و افکار بین الملل و تحقق زمینه شکل گیری مدینه فاضله یه دست منجی را سرلوحه خود قرار داد و برای آن هزینه های بسیاری پرداخت.در این میان نقش جوانان به ویژه دانشجویان بسیار پررنگ و قابل بررسی است خاصه جنبش دانشجویی مسلمان که نقطه عطف فعالیت آن و پشتیبانی عملی از ولایت را در فضای پس از انقلاب با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در  ۱۳ آبان۵۸ به نمایش گذاشت.عظمت این اتفاق که ناشی از بصیرت و خط شناسی و ولایتمداری جوانان دانشجوی پیرو خط امام بود رهبر کبیرانقلاب را بر آن داشت تا از آن به عنوان انقلاب دوم یاد کند.همین امر مسیر کلی  و برنامه اصلی و پیش روی جنبش دانشجویی مسلمان را  ترسیم کرد هر چند تقریبا تمامی دانشجویان آن روز پیرو خط امام شده اند نخبگان امروز جبهه مخالفت با ولایت فقیه و اگرچه مسیر جنبش دانشجویی از همان زمان با فرازو فرود هایی همراه بود اما خوداین فرازو فرود حاکی از آن است که نفس هدایت و پیرزی و شکست در گرو ولایتمندی و عدم آن است.لذا امروز با بررسی جایگاه انقلاب اسلامی در مجامع بین المللی وپایداری ارزش های آن در بین عموم جامعه ایرانی و قرار گرفتن انقلاب در عرصه جدیدی از مبارزات استکبار جهانی که رهبر عزیز تعبیر جنگ نرم را برایش به کار بردند و همچنین نقش جنبش دانشجویی به عنوان بازوی فکری وعملی نظام در دانشگاه ها می توان به مسیر و آینده این حرکت و نحوه صدور آرمان ها به جهان و جوان هم نوع امیدوار بود ونقشه راه درطول این مسیر همانا ولایت مداری مطلق و دوری از مصلحت سنجی کاذب و عدالت خواهی است و با اتکا بر این پارامتر ها میتوان به پیروزی در جبهه جنگ نرم فائق آمد و انقلاب سومی را رقم زد.
|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه نهم آبان 1388  |
 تولدت مبارک آقا جونم

 السلام علیک یا حجة الله و یا خلیفة الله یا صاحب بلدی و یا مالک قلبی اقدمک آلاف التهییة و الثناء و السلام بهذا العید المبارک الذی یوم ولدک و ما ابرک هذا الیوم.اشتقت بک و ما ابعد الطریق و ما اثقل الفراق.هل تدینونی بک یا سلطان لان انت السلطان و انا السائل.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گلدسته ات
كهكشانى است
كه سياهى شهر را تكذيب مى كند
پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:
كاشى هاى ايوانت
و اين سؤال هميشه
كه چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى كوچك خلاصه كرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه هفتم آبان 1388  |
 دیکتاتوری فساد و رسالت افسران جوان
پیش از شروع مطلب شهادت سرداران بزرگ ایران شهید شوشتری و محمدی و هموطنان عزیزمان را در حمله تروریستی و وحشیانه گروهک ها و دست نشاندگان بیگانه تسلیت می گویم.

انتخابات ۲۲ خرداد ریاست جمهوری که از آن به عنوان حماسه ۲۲خرداد یا غلبه جمهور عدالت بر دیکتاتوری فساد(به قول مستقلی ها) یاد می شود نقطه عطفی در تاریخ پس از انقلاب اسلامی به ویژه جنگ تحمیلی و فضای حاکم بر کشور به شمار می آید و موجب باز شدن فضای سیاسی کشور و خروج قدرت از انحصار و اثبات و تحکیم مسئله دموکراتیک بودن نظام مبتنی بر جمهوری اسلامی گردید علاوه بر این ها انتخابات اخیر و حوادث پس از آن به عنوان یک عامل شناسایی در جهت احراز هویت برخی عناصر و اصحاب انقلابی!و مبتهل به امام برآمد.عناصری که شعارهاشان پایبندی به اصول و قوانین و پیروی از خط امام بود  واصلی ترین داعیه شان رعایت حقوق بشر و به رسمیت شناختن دموکراسی و مهم ترین پارامتر حزبی شان البته به شکل علی السبیه و کاملا عوام فریبانه هم گرایی با اندیشه مخالف و استفاده از آن در مسیر اصلاح و قانونمندی بود اما تراژدی-اکشن های بعد از بروز یکی از نمادهای مهم مردم سالاری به تمامی شعارها و حرف هایشان که عریان از صداقت و حقیقت بود جامه کذب و جعل و نفاق پوشاند قبایی تمام قد و برازنده همه دشمنان اسلام و نظام.اما در علل و چگونگی این اتفاقات و سر منشا آن حرف و حدیث های بسیاری رفت و تکذیبیه و تاییدیه های فراوانی هم منتشر شد.بررسی حوادث گذشته و تلاش در تشدید اضطراب های ناشی از کارناوال های خیابانی و میتینگ های زنجیره ای نیاز به یک تحلیل و مطالعه تاریخی دارد در واقع نطفه این اغتشاشات و قانون گریزی ها از سال ۷۸ و مابعد آن بسته شد و به طور نامحسوس قبل از آن هم وجود داشت.هر چند دوره بارداری اش بیش از بارداری یک فیل و ماموت طول کشید اما باذن الله فرزندی ناقص الخلقه را زایید که چیزی جز رنج و بی آبرویی برایش به ارمغان نیاورد و این است سزای حرام الهی.

آمدن و رفتن سید محمد خاتمی به عنوان شاخص ترین نماینده جبهه رادیکال که از فاکتورهای شخصیتی و اجتماعی نسبتا مطلوبی برای کسب و جلب آرا برخوردار بود نوعی شوک بر پیکره اصلاحات وارد نمود که حتی آمدن میرحسین موسوی هم با تمام سابقه و حیثیت انقلابی اش کاری از پیش نبرد هر چند پس از قطعی شدن کناره گیری خاتمی و کاندیداتوری میرحسین اصلاحات بر سر او اجماع نمود وتمام نیروی خود و تشکل های هم سوی خود و حتی اصول گرایان هم فکر خود را در مسیر پیروزی در انتخابات و افزایش اقبال از کاندیدای مطلوب خود در سبد آرا مردم بهره جستند اما نه تنها تلاش هایشان به بار ننشست بلکه نتیجه ای معکوس هم در پی داشت.چرا که آنها در محاسبه برخی معادلات و جا به جایی ط و غ اشتباه کردند و همین امر زمینه اصلی شکستی دیگر را فراهم کرد.عدم تحلیل صحیح از شرایط توسط میرحسین و فهم این او از امور و فضای کشور و علی الخصوص در سال های اخیر و دوری از جامعه سیاسی داخلی و دیلماسی جهانی و نداشتن شناخت کافی و بی تجربگی در مقامی انتخابی و زور آزمایی در صحنه انتخابات و عدم کیاست و فراست او در بیان برخی مسائل در گفتگو با حریف سبب شکست او شد که در سرآمد تمام این نکات باید به مهندسی توهم ایشان اشاره داشت چراکه خودبزرگ بینی کاذب و توه پوچ،کاخی پوشالی از پیروزی و درج نشان لیاقت نمایندگی و خدمت گزاری ملت را متصور شد که در این ره دوستان سیاس او و متجددین!غرب و کاخ سفیدنشینان از هیچ کوششی فروگذار نکردند.از طرف دیگر حمایت های بی منت و شبانه روزی خاندان هاشمی از مخالف پدر،کاندیدای سبز را بیش از پیش بر خود غره کرد اما  رای مردم سکته ای بر بدنه آنها وارد کرد و اتفاقات شنبه پس از انتخابت وروزهای بعد از آن به طور کلی اصلاحات را وارد کما کرد. از آن پس بیانیه ها و سخنرانی های تند تیزی علیه نظام و ولایت و صلاحیت آن در سطح جامعه از سوی نخبگان مطرح شد که ماحصل آن شد درد دل رهبری در نماز جمعه و مردود شدن نخبگان.این اما پایان کار نبود چرا که هاشمی رفسنجانی در سخنرانی نماز جمعه خود با حرف های متناقض و رفتار کژدار مریض خود به ندای دشمنان لبیک گفت و چندی پیش هم طرح برون رفت را از شرایط موجود مطرح کرد خود این امر نیاز به تفکر و تحلیل دارد چرا که تلویحا بر فضای بحرنی و تشدید ناآرامی و تایید آن و یافتن شاه کلیدی فراتر از نظام برای تعدیل شرایط تاکیید دارد و... 

در این میان بنا بر فرموده مقام معظم رهبری در ضرورت نقابله بل جنگ نرم و هشدار در مورد این جبهه و تلاش دشمن بر داشتن حضوری قدرتمند در آن دانشگاهیان را یعنی افسران جوان و فرماندهان هودی جبهه نرم را رسالتی است که کف آن جلوگیری از ایجاد فضای تشویش و ارعاب در جامعه و دانشگاه و زنده وپویا نگاه داشتن نشاط در مسیر رشد علمی است برای اینکه دانشجو و جنبش دانشگاهی باید گفتمان ساز بوده و با پایداری در خط ولایت و اسلام و قانونمداری و عدالت محوری توطئه ها راخنثی نموده و با تشخیص خطوط و دوری از مصلحت سنجی کاذب بازوی فکری و عملی نظام و حامی ولایت باشند.

|+| نوشته شده توسط وروجک در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  |
 صلي الله عليك يا صادق آل احمد

بر هر مسلمانى كه ما را مى‏شناسد، سزاوار است كه كردارش را در هر شبانه روز بر خود عرضه دارد و به محاسبه آنها بپردازد، تا اگر كار نیكى در آنها دید، برآنها بیفزاید و اگر كردار بدى در اعمال خود مشاهده كرد، از آن ها توبه كند، تا دچار ذلت و خوارى روز قیامت نگردد.

اى پسر جندب! با كسى كه از تو بریده، وصل كن؛ به كسى كه چیزى ‏به تو نداده، چیز بده؛ با كسى كه به تو بدى كرده، خوبى كن؛ به ‏كسى كه به تو دشنام داده، سلام كن؛ با كسى كه با تو دشمنى كرده، انصاف داشته باش و از كسى كه به تو ظلم كرده، در گذر، همچنان‏ كه دوست دارى از تو در گذرند. از گذشت‏ خداوندنسبت به خودت عبرت‏ بگیر. آیا نمى‏بینى خورشید خداوند بر خوبان و بدان مى‏تابد و بارانش بر صالحان و مجرمان نازل مى‏شود؟

|+| نوشته شده توسط وروجک در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388  |
 کار دل دلیل نمی خواد
سلام سیدمجتبی جونم!

خوبی؟

از حال و روزم خبر داری مگه نه؟می بینی چطور تب کردم؟آره قلبم تب کرده شده مثل کوره آتیش.داره ذوبم می کنه.تو رو به حق مادرت حضرت زهرا دعا کن خشت خام جونم بپزه  تو این کوره داغ.

نمی پرسی چرا اومدم سراغت؟باشه خودم می گم ۴.۵روزه دیوونه شدم.عکس تو قاب شیشه ای دلم نشست و...

برفت از دل قرار و طاقت و هوش

از وقتی پاگذاشتی تودنیام همه عشقم شدی.عشقی که اصلا نمی شناسمش.حتما می گی تو که دلداه بودی نکنه از حاجی دل بریدی تو مرام ما نا رفیقی و نارو زدن نیست اونم به فرمانده.منم میگم نه جونم

نه سید خدا.نه دل بریم نه دست کشیدم فقط دوباره ناگهان حالی به حالی شد دلم تو.حاج ابراهیم و...

راستش نوشتن من نه فقط از سر مهر که از سر قهر بود قهر از خودم از تموم بچه انقلابی هایی که فقط ادعای پیروی دارن .۴روزپیش وقتی عکست رو تو نمایشگاه دیدم و بین اون همه سردار نشناختمت خجالت کشیدم و برداشتم آوردمت با خودم تا همیشه جلو چشمم باشی.از هر کسی سراغت رو گرفتم و ازت پرسیدم اما...هیچ کس تو رو نشناخت فقط یکی گفت آبانیه و مایه مسرت من آبانی شدو دیگری گفت اسمشو یه جا شنیدم.حتی یه نفر وقتی دیدت گفت:چه گوآراست.می خواستم داد بزنم.چرا نباید بشناسمت؟چرا شما سردارا و فرمانده ها فقط تو عکس و اسم بزرگراه و خیابون خلاصه میشید؟چرا از جغله های جبهه کسی خبر نداره؟چرا؟چرا؟چرا؟

حالا خودت برام بگو:

 "آيا مي‌توان در حالي كه دشمن خاك ميهن اسلاميمان را متجاوزانه مورد هجوم قرار داده و جولانگاه تانك‌ها و نفربرهاي خود كرده و سربازهاي بعثي كافر، به پير و جوان ما رحم نكرده و امت به پا خاسته را زير باران آتش گلوله‌هايش به شهادت رسانيده، دست از ستيز كشيد و به نبرد حق‌جويانه تا محو كامل آثار جنايات و تجاوز ادامه نداد؟ مگر مي‌شود به عنوان يك مسلمان متعهد به خود اجازه داد تا اسرائيل غاصب همچنان به سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين عزيز بتازد و مردم محروم و آواره فلسطين را هر روز قتل عام كند؟ در حالي كه آنها در خانه‌هاي خود اجازه نفس كشيدن ندارند و محكوم به مرگند، زيرا مدافع ارزش‌هاي اسلامي هستند، ما هرگز نمي‌توانيم ساكت بنشينيم .

اي جوانان! مي‌دانم كه مي‌دانيد غنچه‌هاي نشكفته‌اي را به زير تانك‌هاي بعثيون فرستاديم تا شما در آرامش به سر بريد. يك لحظه اندوه شما تمام وجودم را مي‌شكند و اثري از من نمي‌گذارد. من و تمام پرستوهاي دلم به عشق شما به پرواز درمي‌آييم و در آسمان، با تمام وجود شما را صدا مي زنيم . اي جوانان وارسته وطنم! من فقط به عشق شما و حفظ اسلام، دردها و زخم‌هايم را تحمل مي‌كنم و طاقت مي‌آورم. وقت رها شدن روح از زندان تن به‌زودي فرا مي‌رسد. شما را به خدا مي‌سپارم و به سوي تمام هستي‌ام پرواز مي‌كنم ... "

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه هجدهم مهر 1388  |
 از علی باوری تا مهدی یاوری

نوآوری وابتکار در هر سطحی ازجامعه و در هرزمینه ای همواره مورد توجه بوده و موجب تغییر وتحولاتی در ساختار وساختمان برخی قسمت ها و طبقات می شود علی الخصوص نوآوری و بیان نظریات بدیع در زمینه های تئوریک و مبنایی اصیل با اقبال و هنجار شکنی روبرو است.تاریخ حیات بشر خود بزرگترین گواه بر این امر است.

اما در این میان دین به عنوان ساختار شکن ترین وریشه دارترین نظریه زندگی بشر شناخته می شود چراکه باورود خود به عرصه اجتماع تمامی جهات زندگی حتی ریزترین زوایای شخصی وخصوصی فرد وارد می شود و آن را دستخوش تغییر می کند تغییری جهت دار و نرم.

درمیان همه ادیان دین اسلام به عنوان پدیده شاخص ومتغیر اساسی جامعه و روزگار خود محسوب می شود.اسلام علاوه بر اینکه مشغول ایجاد تغییرات بنیادین بودسعی داشت تا جایی که ممکن است با حفظ ظاهر برخی شئونات فحوای آنها را تغییردهد.نکته ای که موجب تهییج و جالب بودن تزریق دین در جامعه بود حاملان ادیان یعنی انبیا بودند به ویژه رسولمکرماسلام که هر یک به شکلی خاص و در برهه ای حساس برای امر رسالت انتخاب شدند.مسئله موردبحث دراین گفتار پدیداری دین اسلام درجامعه به طور عام و پرداختن به مسائل پس از رحلت نبی البته درحد امکان به طور خاص می باشد.در تاریخی که محمد بن عبدالله به رسالت مبعوث شدند جامعه آن روز عرب و شبه جزیره عربستان از شرایط خاصی برخوردار بود.دیکتاتوری بلا منازع قبیله قریش وانباشت قدرتو ثروت در دستآنها و برخی سران قبایل سرشناس سبب ساز فاصله طبقاتی شدیدی شده بود که حتی جان افراد نیز نمی توانست آن راپر کند.از طرفي بت پرستي و حكومت طاغوت و عدم برقراري عدالت و ميزان و استثمار افراد بيش از پيش بر مشكلات دامن مي زد لذا بروز چنين پديده اي كه پايه و شاكله آن توحيد و رهايي از يوغ استكبار و جريان عدالت به عنوان شريان حياتي بقاي جامعه به حساب مي آمد تمام معادلات مافياي قدرت وثروت اعراب حجاز را به هم مي ريخت به خاطر همين هم بود كه ازهمان ابتدا به ساكن تبليغ مخالفت ها و كارشكني ها و تخريب ها شروع شد اما جاذبه هاي ذاتي اين دين و فطري پسندبودن اندرزها و احكام  آن زمينه ساز اقبال افكار عموم را فراهم آورد هر چند در آغاز كار عده اي فرو دست كه زير چرخ دنده هاي خودخواهي و قدرت طلبي اغنيا له شده بودند هل من ناصر دين را لبيك گفتند ولي در ادامه تبليغات و اطلاع رساني ها در مورد شريعت نوظهور حوادثي روي داد كه منجر به جابجايي مقر جغرافيايي پيامبر جهت اداء رسالت شد وبه نوعي ايشان به مدينه تبعيد شدند كه همين امر مقدمه تشكيل حكومت را فراهم كرد.در ظاهر روزگار به خوبي مي گذشت اما جنگ هاي پي در پي و كارشكنيهايمداوم هنوز ادامه داشت .اما اين تمام داستان نبود بلكه چالشهاي اساسي وكليدي كه سرنوشت جهان اسلام را وارد فاز جديدي كردكه تا به امروز تداوم يافته حوادث پس از رحلت رسول خاتم بود.

ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه سیزدهم مهر 1388  |
 شین.میم.ر:شهادت معبر رستگاری

    در فراسوی   زمان    بی شتاب

   من بدهکارم به لحظه بی حساب

                                                   چوب خط  قرض هایم  پر شده

                                                    چونکه چشمانم همیشه بود خواب

 

شاید جنگ برای من وشما که از نسل سوم و چهارم انقلاب هستیم واژه ای نا ملموس و در عین حال تکراری باشد و چه بسا با خود حس کرده ایم که چرا باید یک هفته از سال تقویم خانوادگی ایران را به دورانی اختصاص دهیم که نمی دانیم چیست و اصلا چه ربط وتا ثیری نسبت با زندگی ما دارد.حقیقت امر این است که جنگ و دوران هشت ساله دفاع مقدس دوره ای مقدس و طلائی از گذشته خاندان ایران بزرگ و اسلامی است که توجه به آن و شناخت شرایط و دلایل بروز جنگ و چگونگی روند ادامه آن و پذیرش قطعنامه وهمینطور شناخت سرداران بزرگی که اگر می ماندند بی شک ایران عزیز بیش از پیش سر بلند و پیشرفته می شد و مایه مباهات جهان اسلام جاویدان شاید مهمترین وظیفه ما باشد اما ره گم کرده در شب را یا باید دبی و یا دلیل و رهنمایی و این شناخت را مدرسه ای باید و مدرسی که این شناخت راشاید ولی.....

پس حتما در این بین چیزی گم شده و یا کسی یاچیزی مقصر بوده  که باعث این فراق گشته و نه تنها آستینی برای وصل بالا نزده بلکه سعی در کور کردن سرنخ های حل معما داشته. کتاب،شعر،داستان،فکر،عکس،فیلم،موسیقی،فکر،نمایشگاه،فکر،دیدیم همه نشون از یک نزدیکی دور دارن.

من هم مثل تو اولش خیلی به فکر فرو رفتم دیدم همچین دور دور هم نیستم،یعنی اونها دور نیستند.کیا؟؟؟

خب معلومه همین هم سن و سالای دهه ی پنجاه و شصت خودمون،دلیل این ناآشنایی مختصر هم خودمون هستیم و دوستانی که در برخی حالات،حالی به حالی می شدند و با ایجاد پارازید در سیستم ها موجبات انقطاع را فراهم می کردند،«فبشّرهم بعذابٍ الیم»بالاخره این هم یک جورشه دیگه تبشیر به عذاب،جزء فوق العاده ترین صنایع ادبی قرآن است «الله اکبر»

البته تمام تقصیر از رفقای روشنفکر تاریک بین نیست،گاهی اوقات عدم استفاده درست از نعمات خدا و عدم شکرگزاری بلایی نازل می کند تا«تا ثریا دیوار کج نرود»یعنی من وتو  خود به دنبال حقیقت و ارزش نرویم و دل ندهیم و از قوه تفکر و اراده ای که دوست به ما داده استفاده نکنیم همین می شود.

تا به حال شده یک بار فکر کنیم که شهادت یعنی چی؟مگر مرگ ساده با پیمانه ای که خدا برایت زده چه ایرادی دارد که بعضی ها مثل هفت ماهه ها برای زیارت عمو عزرائیل عجله دارند؟چرا وقتی بنده خدا دارد نماز می خونه و بعد می کشندش جای اینکه بگویند مرد می گویند شهید شد؟ما همه مسلمانیم و زیر پرچم وحدانیت خدا پس همه وقتی بمیریم شهیدیدم،یا نه جنس خاک شهدا با گل خمیر مایه ما فرق دارد؟اصلا چطور می شه با این آدم هایی که مرده اند اما«بل احیاء»هستند رفیق شد و شناختشون؟

حسابی گیج شدم بلند شدم یک آبی به صورتم زدم و مفاتیح رو باز کردم،زیارت عاشوراء،شاه گل دعاهای بر و بچه های جنگ،دعای عرفه سرود عشق سید جوانان بهشت و سید شهدای جهان.

فهمیدم خیلی سخت می گرفتم،آخر دعا گرفتم شهید یعنی چی،عشق یعنی چی،فرق مردن وشهادت چیه

،و.....

                اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک واحشرنا مع اولیائک و شهدائک

                                بحق الحسین و انصار الحسین وبحق ام الحسین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه دوم مهر 1388  |
 اللهم اصلح كل فاسد من امور المسامين

امروز كه بعد ار فراغت از كار و يافتناندكي قرار مشغول غور در اوضاع عالميان و احوال هم ميهنان خويش بودم كه تيتركي با نخ و سوزن تعجب و خنده چشمان ما را دوخت بر صفحه جريده

                         شكايت خانواه هاشمي از احمدي نژاد

يا بوالعجب از اين همه رو ريا

چند شب پيش وقتي هم محلي ها و هم سنگران خاندان دانه درشت ها بعد از اينكه سحري مفصلي از تخم كفتر زده بودند نطقشان عجيب باز شده و در خطابه هاي وزين ضمن بيان شاهكارهاي عالي اشاراتي هم به همدلي و همكاري صميميانه و مخلصانه آقاي آقازاده عزيز و مكرم و معظم مهدي خان هاشمي داشتند و به نوعي متفق القول خواهان هم نشيني با ايشان در تالار اوين بوده و تاب تحمل اين فراق برايشان بسي سنگين آمده و به نوعي گنده لات خود را مي طلبند و سر دستهع نوچه ها آقا سيد مصطفي تاج زاده هم اصرار پشت اصرار كه آقا مهدي كجاست؟بياريدش ديگه.

اما در علل و عوامل اين اقدام نه چندان غريب و تازه خيلي هم قريب خانوادگي بايد گفت كه عزيزاني كه امروز بنا بر حق مفروض براي خويشتن از رييس قوه اجرا به محكمه رفته تقديم شكواييه نموده اند به محضر قاضي القضات خوب است بدانند هر چند كه خود بيش از هر كس ديگر نيك مي دانند كه متهمان رديف اول خود عاليجنابان اند كه در طول سال هاي حكومت بر ملت كه حتي فرو تر از رعيت قرون وسطايي با آنان برخورد نمودند  حال كه قراني از دلارها شان كم شده و ح قبه حقدار رسيده احساس خطر كردند:

چرا زماني كه حاكم بزرگ دسته دسته مردم مستضعفي را كه ولي نعمتش بودند زير چرخ دند ه هاي جاه طلبي له مي كرد و از رنده توسعه و سازندگي مي گذراند احساس خطر نكردند؟

چرا وقتي آقازاده بزرگ چون زالو مشغول مكيدن خون مردم و اجراي پروژه هاي فاسد اقتصادي بود احساس خطر نكردند؟

چرا زماني كه عمو جان سرگرم متراژ زمين جهت تهيه خانه هاي سوبلكس بود(رانت خواري) احساس خطر نكردند؟

و هزاران چراي بي جواب پر واضح اظهر من الشمسي كه بايد نعلوم شود.

اجراي عدالت وظيفه خطير دستگاه قضاست و قصور از آن مستوجب عقبتي سنگين از جانب حاكم مطلق.

دستگيري و محاكمه سران اصلي كودتا عموما و مهدي هاشمي خصوصا خواسته اصلي دانشجوي عدالت طلب و حق محور و عموم روشن بين و هوشيار جامعه است.

 

                                                                         ما منتظريم

|+| نوشته شده توسط وروجک در جمعه ششم شهریور 1388  |
 یار شمشاد قدان آمد

نیمه شب در غبار یک مهتاب                    عکس یار اوفتاد بر رخ آب

در میان آن همه گل و لای                         گل برآمد از دل مرداب

در شب تار شهر تاریکی                           زد سپیده از سر سرداب

از سر گیج بلبل خودخواه                           بربود طعم انگبینی خواب

گفت در صبح یک سپیده خوش                   بعد الله اکبر گرداب

می شود باغ زرد،آیینه                                صاف و شفاف مثل جرعه آب

امروز روز جمعه است.جمعه ها همیشه مثل یک رویای سپید می مونه که آروم میاد توی خواب قلبت و می گه چرا منو آرزو نمی کنی؟

امروز همه چه در خیال دل و چه در حقیقت فکر تو را می خوانیم.

                                              العجل یا مولانا یا صاحب الزمان

یا ایها الامام المهدی یا منتظر نحن نرجو بلقائک و الشهادت فی سبیلک

|+| نوشته شده توسط وروجک در جمعه شانزدهم مرداد 1388  |
 
من درد............
|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه هشتم تیر 1388  |
 لیله الرغائب...
لیله الرغائب هی لیله سعیده و مطهره لقلوب المومنین و ملجا و رجائ للمعصین

الو!منزل خداست؟ 

 دو، چهار، چهار، سه، چهار . منزل خداست؟

الو! سلام این منم مزاحمی که آشناست

 هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

 شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است

به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست؟!

 الو! دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابی از دل من است یا که عیب از سیم هاست؟

 

خدا! صدای تو نمی رسد کمی بلندتر

صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟

 

اگر اجازه می دهی برات درد دل کنم

شنیده ام که بر تمام دردها شفاست

 

خدا مرا بغل کن کمی نوازشم بده

حضور دست های تو عجیب گرم و با صفاست

 

سر مرا به شانه ات بگیر تا سبک شوم

پناه گاه این دل شکسته شانه ی شماست

 

خدا مرا ببخش مزاحمت شدم

دوباره زنگ می زنم، دوباره تا خدا خداست!!!

امشب شب آرزوهاست.

آرزو میکنم دامن پاک مام وطنم را عاری از پلیدی و بی قانونی ببینم.

آرزو میکنم سید علی را تا ظهور قائم پاینده باشد.

|+| نوشته شده توسط وروجک در پنجشنبه چهارم تیر 1388  |
 اخبار.....
خانه اش ویران باد آنکه میخواهد  من و تو ما نشویم

دیروز عصر ساعت۳۰و۸ پای تلویزیون.اخبار ۳۰و۲۰

خبراول:در مورد کنکوری ها

خبر دوم:در مورد شارژ سهمیه بنزین

خبر سوم:اغتشاشات خیابانی

گریه.گریه.

هق.هق هق

دیدن قطرت خون یک بیگناه روی زمین.داد و ...

دیدن اتوبوسی آتش گرفته و سوخته در وسط خیابان.نوشیدن یک لیوان آب یخ به خواهش هم اتاقی قبلی.

تماشای شراره های آتش که از در و پنجره مسجد لولاگر زبانه میکشید.ناله ای جانسوز

و در آخر یادآوری حرف  وتاکید زهره مبنی بر این اغتشاشات

آیا زهره همان بانوی سفر کرده به انگلستان است؟؟؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه یکم تیر 1388  |
 یا علی جان مقتدای ما تویی
ای رهبر آزاده             آماده ایم آماده
|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه سی ام خرداد 1388  |
 احمدی نژاد از چیزستان گذشت
یکی بود یکی نبود اونکه بود خدا بود اونکه نبود عدل و عدالت و داد بود

یکی بود یکی نبود اونکه بود خدا بود اونکه نبود صدق و درستی و صفا بود

یکی بود یکی نبود اونکه بود خدا بود اونکه نبود حق وحقیقت و وفا بود

یکی بود یکی نبود اونکه بود خدا بود اونکه نبود دین و ایمان بود

یکی بود یکی نبود اونکه بود خدا بود اونکه نبودمرد عمل و میدان بود

  خلاصه جونم برات بگه مردم شهر یکی بود یکی نبود طاقتشون طاق شده بود شب و روز دعا میکردن به درگاه خدا

که ای خدای مهربون خالق راز زمون                                      با یه عدل و داد خوب کی رسی به دادمون

بعد این دعا یهو پیداش شد.کی؟

خب معلومه یه مرد میدون که از طرف" بود" اومده بود.اومد و زره تقوا به تن کرد افسر صداقت رو به سر گذاشت کمر همت رو سفت بست شمشیر ایمان و عدل رو به دوال کمرش زد چکمه ایثار و استقامت رو محکم به پا کرد سوار اسب شجاعت مثل یک صاعقه سر سنگین اومدش میون میدون عمل.اومده تاهر چه نیست رو هست کنه.اومده تا هرچی نبود را نابود و کن فیکون بکنه.و تو ای ساکن شهر یکی بود یکی نبود مطمئن باش که اون میتونه چون خود"بود"گفته ان حزب الله هم الغالبون

 

گوارایتان باد تخت نشینی عدالت و حقیقت

 

 

 

 

 

دوستت دارم دکتر محمود احمدی نژاد

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه بیست و سوم خرداد 1388  |
 میرحسین موسوی فریادی از بلند گوی سازندگی و اصلاحات
دیروز خیلی دلم گرفته بود بعد از کلاس ساعت 3از دانشگاه زدم بیرون  و یکراست رفتم حرم خانم معصومه. بعد از زیارت رفتم طرف پاساژ قدس توی مسیر هر جا رو که نگاه می کردی و چشم می انداختی یه عکس یا بنر بزرگ یا یه تیکه پارچه سبز که نشون می ده اونجا محل تجمع حامیان میرحسنه به چشم می خورد.نرسیده به پاساژ یه ستاد تشکیل شده بود به اسم ستاد روحانیون مستقل حامی میر حسین.صدای سخنرانی خیابون ارم رو گرفته بود.

ساعت 5.برگشتم دانشگاه یه تراکت بزرگ دیدم با یه عکس که برام جالب بود،برای تغییر آمده ایم

با حضور مهندس غلامحسین کرباسچی،نقطه اوج داستان اینجا بود که این برنامه از طرف بچه های انجمن وابسته(علوم پزشکی)برگزار میشد انجمنی که عملا و رسما شده ستاد دانشجویی انتخاباتی موسوی.از همه بدتر این بود که با دستبند های سبز رنگ عکس بزرگ کروبی رو در برنامه به دست گرفته بودن،این تنها یک چیز رو اثبات می کنه و اون تزلزل فکری و پریشانی و نگرانی آنها از رای آوردن احمدی نژاد است چون این کار یعنی هرکس جز او. نمی دونم این بنده خدا چه هیزم تری بهشون فروخته،حتما به خاطر اینکه تو عرصه بین الملل جایگاهمون رو روی قله اقتدار و عزت استوار کرده یابه خاطر اینکه سر حقمون در مسئله هسته ای مثل یه مرد وایستاد و نه تنها بازی نخورد بلکه غرب و آمریکا رو مجبور به تن دادن به خواسته های ایران کرد و یا شاید به خاطر خود کفایی در سیمان و ذخیره روزانه ۷هزارمیلیون متر مکعب بنزینه و یا اصلا به خاطر افزایش امید ایرانی ها نسبت توانایی هاشون با پرتاب ماهواره امیده نمی دونم.

آیا به نظرتون این جایگاه و مقام وشان فکری و عملی یک دانشجوست؟پس مطالبه گری حق و عدالت خواهی چی می شه؟ به قول یه بنده خدایی این اجحاف در حق میرحسینه اگه بخواهیم بگیم بیست سال سکوت کرده،چرا؟ الان میگم:جناب آقای میر حسین شما در نطق تلویزیونی خود گفتید که من در  دوران سازندگی  و اصلاحات مشاور آقایان هاشمی و خاتمی بودم پس شما در تمام این مدت به طور زیرپوستی در صحنه حضور داشتید و بحران ها را لمس کردید،پس چرا هنگامی که جناب آقای هاشمی اقتصاد کشور رار به مثابه یک آهنربای یو شکل در دست گرفتند که خو د و دوستان و آقازاده ها در قطب قرار داشتند و ما در قعر احساس خطر نکردید؟چرا زمان خفقان سازندگی که هیچ گونه آزادی در میان نبود کشور را مرده نپنداشتید؟چرا وقتی به عزت ایران به نام اصلاحات چوب حراج می زدند هیچ نگفتید؟چرا وقتی خدا ماد هشد و حسین (ع)خشونت طلب وشهدا یک مشت استخوان بی ارزش به یاد حفظ آرمانها نبودید؟چرا وقتی روزانه چندین بشکه نفت را به دشمنان من شما خراج می دادند حرفی از پول نفت بر سر سفره مردم نبود؟چرا وقتی صندوق ذخیره ارزی خالی و جارو کشیده تحویل داده شد به صرافت نیافتادید پول ها کجا رفتند؟چرا؟چرا؟چرا؟ و هزاران چرای بی پاسخی که من و امثال نسل دومی و سومی من از شما دارند.

|+| نوشته شده توسط وروجک در سه شنبه پنجم خرداد 1388  |
 پشت پرده نطق تلويزيوني موسوي
ابوالفضل فاتح عضو ارشد ستاد تبليغاتي ميرحسين موسوي در ياداشت روزانه خود به بخش هايي از نطق تلويزيوني موسوي اشاره کرد که شوراي بازبيني فيلم هاي انتخاباتي در خصوص آن اشکال گرفته بود.

به گزارش ايرنا، فاتح در ياداشت روزانه خود نوشت:

"قبلا عرض کرده بودم که شوراي بازبيني فيلم هاي انتخاباتي اشکالاتي غير موجه را بر نخستين سخنراني مهندس موسوي گرفته بود که با مخالفت مواجه شد."

فاتح متن کامل بخش هايي از نطق موسوي را که حذف آن ها تقاضا شده بود ، به اين شرح آورده است:

"به دليلي که شما مردم عزيز مي دانيد محدوديتي براي تصوير بنده در بين بوده.

... و در آستينم پول نفت هم نبوده است که آنرا توزيع بکنم و يا بتوانم از آن استفاده بکنم.

...من هميشه شنيده ام زائرين ما که ميروند مکه، برمي گردند هميشه سر تکان مي دهند که دلار يه موقع چي بود يا ريال عربستاني در مقابل ما قيمتش چي بود،الان ما چقدر پايين آمديم، چقدر بالا رفتيم و همه به اين مساله حساسند. غير از اينکه پايين آمدن قدرت خريد به معناي نابودي اقتصاد ماست. به معناي ضعف اقتصاد ملي است، به تبع آن پايين آمدن حيثيت ما در جهان است. ما فکر نکنيم که به سياست خارجي فقط مسئله بر مي گردد. اگر امروز پاسپورتهاي ما در سطح جهان جزو بدترين رده ها است و در اين رابطه مشکل داريم. اگر امروز در رابطه با گذرنامه و بقيه‌ي سندهاي رسمي کشور مشکلاتي وجود دارد به اين مسايل برمي‌گردد.

...بنده يادم هست يک موقعي قيمت سيگار را در اين کشور خواستند بالا ببرند، حضرت امام رحمت الله عليه اعتراض کرد به بنده گفت که شما به دليل بودجه مي خواهيد قيمت سيگار را بالا ببريد، مردم چه کار کنند؟ بنده به ايشان عرض کردم بنده موافق اين قضيه نيستم، مجلس به دليل اينکه مي خواهد بودجه متوازن داشته باشد اينکار را مي کند. ايشان فرمودند شما از قول من به نماينده ها بگوييد اين مسئله مربوط به حکم رهبري است و من اين را منع مي کنم، بنده رفتم اين را به نماينده ها گفتم. نماينده ها فکر کردند بنده به اصطلاح عاميانه خودمان صحبت کنيم، چوقولي کرده ام، دسته جمعي کميسيون بودجه يادشان است بلند شدند رفتند خدمت حضرت امام و گفتند بودجه ما مشکل دارد و ما مي خواهيم يک کمي از اين بالا ببريم، سيگار هم که چيز بدي است، دود هم که چيز بدي است و از اين راه کمک کنيم به دولت. حضرت امام گفتند که نه نميشه، بعد که بحث کردند ايشان گفتند پس سيگارهاي ارزاني که مردم عادي مي کشند را قيمتش را دست نزنيد، قيمت سيگارهاي لوکس را شما بالا ببريد. همين سياست در کشور اعمال شد. خوب اين حساسيتي بود که ايشان به بک ذره بالا رفتن قيمتها در زمان جنگ و دفاع مقدس داشتند. چرا که لمس مس کردند، اين بالا رفتن قيمتها فشارش به مردم يعني چه ، به سفره هاي مردم يعني چه اثراتش در جبهه ها يعني چه؟".

حال به نظر شما این چه معنی می تواند داشته باشد جز.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 اختصاصی برای مادرم زهرا.صلوات
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388  |
 بدون شرح

نظرت در مورد این هنرمندی ها چیه؟؟؟؟؟؟؟

 

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |
 سیاستمداران بی رقیب/1

انسان موجودی است با اراده و اختیار و راهنمایی فطری و درونی به نام عقل که بشر در بیشتر گذرگاه های زندگی با استمداد از آنان و تعمیم و سنجش این یاری در حوزه اختیارات ازبحران ها عبور می کند اما در ورای این رسول باطنی و علاوه بر اینکه اختیار انسان در طول اختیار خدا قرارا دارد، راهنما و الگوی اصلی زندگی  و گذراز بحران وکسب کمال و آسایش او، وجود ائمه معصوم و ارتباط آنها به انحاء مختلف می باشد، ارتباط عاطفی، آرمانی، علمی و… از جمله زمینه های گزینش و سبک و رویه زندگی و برجسته کردن آن بستردر مسیر حرکت است اما نوعی ارتباط دیگری هم وجود دارد که کمی ناملموس اما پرکاربردر جامعه امروز خاصه در زمینه کشورداری به نظرمی رسد و آنارتباط سیاسی با آن بزرگواراست. برای درک صحیح از این ارتباط و فهم منظور آن میتوان به آیه 59 سوره نساء و روایت جابر ابن عبد ا… در مورد اولی الامر اشاره کرد، ولی باید دید لزوم وجود چنین ارتباطی چیست؟  با دریافت صحیح ارتباط سیاسی با معصومین می توان این نکته را فهمید که اولا اسلام برای سروسامان دادن به جامعه بشری و ارتباطات آنان برنامه ای به نام حکومت دینی طرح ریزی نموده که در راس آن برترین بندگان خدا قراردارند. ثانیا اطاعت از آنها در همه شئونات زندگی برفرد واجب است لذا باید حکومتی را که آنها  در صدرآن قرار دارند پذیرفت، افرادی را هم که به عنوان جانشین خود بر میگزینند شامل چنینی حکمی هستند، ودر نتیجه این پذیرش و اطاعت موجب می شود مطیع یا همان فردیکه اداره جامعه و اجرای اصول را به عهده دارد خلق و خوی مطاع را به خود بگیرد. یکی از کانالهای ارتباط گیری سیاسی با ائمه علیهم السلام عقیده به ولایت سیاسی اهل بیت است دیگری پیروی از فقیهان در زمان غیبت که این امر خود از جمله رمزهای موفقیت مجری اصول و قوانین جامعه است که خود روشنگر راه است و به مسثابه خط کشی است تا از انحراف مسیر جلوگیری کند. (ولایت پذیری مسئولان حکومتی در جامعه امروز) پیروی از الگوی رفتارهای اهل بیت در امور سیاسی سومین و مهم ترین کلید واژه هر کشور داری در جامعه دینی است. بنابر عقیده شیعه، اهل بیت ساست مداران برجسته امت اسلامی هستند به طوری که هیج کس توان برابری با ایشان را نداشته و ندارد و لذت یکی از شیوه های برقراری ارتباط سیاسی با ایشان پیروی از الگورفتاری آن بزرگواراست. حضرت امیرعلیه السلام برخی از اصول را در خطبه ها و نامه هایشان به فرمانداران حکومتی چنین سفارش نموده:

1-   پای بند به اصول اخلاقی و ایمانی

2-   عهده داری زمامداری تنها برای انجام وظیفه

3-   زهدگرایی و پرهیر از رفاه اجتماعی(برخورد جدی با مسئولین اجرایی و برگزیدن ساده زیستی در بین مسئولین حکومتی جامعه کنون)

4-   توجه به محرئمان و تلاش برا ی محرومیت زدایی(شناسایی و آبادانی روستا ها و شهرهای دور افتاده و محروم و برقراری ارتباط نزدیک با اقشار جامعه و آگاهی از مسائل و مشکلات آنها در زمان حال جامعه)

5-   سخت گیری درحفظ بیت المال از طرفی این نوع رابطه آثار برکاتی نیز با خود به همرا داردکه دادن که علاوه ر تاثیر گذاری بر فرد در راه کسب معرفت ومجد، جامعه اهم در بر میگیرد.

6-   الف) تلاش برای برپایی حکومت عدل وداد و یا علت محوری و اعدالت محوری و یا عدالت گستری(تلاش در جهت تنظیم قدرت وتنظیم  ثروت بین اقشار ودهکهای جامعه کنونی

ب) یاری نکردن حکومتها ظلم گستر: از آنجایی  که مراجعه به این حکومت ها به نوعی در مقام تایید آن محسوب می شود و از آنجایی که این امر با سیره معصومین مغایرت و منافات دارد لذا بر پیرو آنان است، نه تنها از یاری حکومت ظالم دست بکشد بلکه به مقابله با آنها بپردازد(برخورد قاطع واستفاده از دیپلماسی صحیح و مثبت مسئولین وقت حکومت ایران  در اجلاس و کنفرانس های بین المللی) همین مسئله در سطحی کلان و کلی سبب می شود تعیین هر نوع ظلم وستم قیام وتقابلی چه در زمینه سیاسی و چه در زمینه فرهنگی و اقتصادی صورت گیرد از آنجایی که همواره در طول تاریخ خوب و بد در برابر هم بوده اند به طبع ثمره وآفت هم شکل دیگری از خیر و شراند که در مراجعه با هم اند. همانطور که ذکر شد ارتباط با ولایت سیاسی اهل بیت آثار و برکاتی فردی و اجتماعی به همراه دارد اما در عین حال از گزند آفات وانحرافات هم در امان نمانده است برای نمونه:

 1-اعتقاد نداشتن به ادامه ولایت سیاسی پس از ائمه علیهم السلام(برخی از مردم ولایت را امری تاریخی مربوط به عصر امامان و عصر حضور ایشان است)

2- جدایی دین از سیاست؛ امام خمینی در این باره می فرماید: وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق نا آگاهان غرق در احکام فردی و عبادی شد و قهرا هم حجاز نبود که از این دلیره به حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد به رغم بعضی افراد روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سر و پای وجودش ببارد و الا عالم سیَاسو روحانی کاردان و زیرک، کاسه ای زیر نیم کاسه داشت.

3- خود باختگی فرهنگی و التقاط: افرادی با چنینی اعتقادی چون نو اندیشان شرق گرا، معیار حق و حق گرایی را اندیشه های لیبرال دموکراسی غرب دانستند و در اقتصاد، سیاست و فرهنگ به واگویی اندیشه های لیبرالیسم پرداختند. اینان: بیعت خودشان را با حضرت علی(ع) مشروط می سازند و با وجود عقیده به امامت و ولایت سیاسی ائمه ملاک مشروعیت ولایت سیاسی معصومین را رای و نظر مردم دانستند حال با چنین شرایطی و

لزوم برقراری رابطه با کارگذاران حکومتی و مسئولین امری است لازم تا حکومت دینی علاوه بر برخورداری از پشتوانه ای قوی سیاسی، موجبات سربلندی و عزتمندی کشور را فراهم سازند.

 

|+| نوشته شده توسط وروجک در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388  |
 
 
 
بالا